تبليغاتX
امام مهدی

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا

نوآوری و شکوفایی

سال نوآوری و شکوفایی

من برای این سال دو چیز را انتظام می‌برم: یكی این‌كه در همه‌ی بخشهایی كه گفتیم باید نوآوری بوجود بیاید؛ مسئولان دولتی در روشهای اقتصادی، در روشهای سیاسی و دیپلماسی، در پیشبرد كشور به سمت علم و تحقیق، در گسترش فرهنگ مطلوب در میان كشور، در ارائه‌ی خدمات به همه‌ی قشرها بخصوص قشرهای محروم و مظلوم، در آبادانی كشور، آحاد مردم در دانشگاهها، در بنگاههای اقتصادی، در دستگاههای گوناگون اجتماعی و خدماتی، هر كدامی نیاز دارند در كار خود و در عرصه‌ی فعالیت خود نوآوری كنند؛ این نقطه‌ی اولی است كه مورد انتظار ماست. در این سال باید نوآوری فضای كشور را فرا بگیرد و همه خود را موظف بدانند كه كارهای نو و ابتكاری را ـ در سایه‌ی مدیریت صحیح و تدبیر درست ـ در فعالیت كشور وارد كنند. انتظار دوم این است كه فعالیتهایی كه در سالهای گذشته انجام گرفته است، كارهایی كه دولت كرده است، سرمایه‌گذاری‌های بزرگی كه مسئولان گوناگون و آحاد مردم در بخشهای مختلف ـ چه سرمایه‌گذاری مادی، چه سرمایه‌گذاری معنوی ـ انجام داده‌اند، اینها به شكوفایی برسد و مردم نتایج آن را در زندگی خود حس كنند. برخی از كارها امروز آغاز می‌شود، لكن بزودی نتیجه‌ی خود را نشان نمی‌دهد؛ كارهایی كه در سالهای اخیر انجام گرفته است و همچنین بسیاری از كارهایی كه در طول سالهای گذشته انجام گرفته است، باید نتایج خود را بتدریج به مردم نشان بدهد و كام مردم را شیرین كند؛ باید آنچه را كه كاشته‌ایم، شكوفا بشود و به مردم ثمر بدهد. لذا من امسال را «سال نوآوری و شكوفایی» می‌نامم و انتظار دارم كه ان‌شاءالله هم در زمینه‌ی نوآوری و هم در زمینه‌ی شكوفایی، ملت ما شاهد نتایج شیرینی باشند و سال را ان‌شاءالله به بهترین وجهی، با عزت، با موفقیت، با كامیابی و شادابی و با توان بیشتر به پایان ببرند.

2 نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط ***  | 

پايان

بی مقدمه...

 

خیلی وقت بود می خواستم بنویسم٬

 

 از دلم بنویسم٬ ولی دیر شد...

 

می دونی چرا؟

 

آخه دیگه دلی برام نمونده که ازش بنویسم

 

دلم مونده یه جایی که کاش خودم هم برای همیشه

 

 می رفتم اونجا. برای همیشه ی همیشه...

 

دلم مونده تو بهشت٬ شاید از بهشتم بهتر بود.

 

این چند روزه فقط و فقط در حال شمارش تناقضاتی بودم که می دیدم و می بینم.

 

آخه مگه مملکت ما اسلامی نیست؟

 

مگه ما شيعه نيستيم؟

 

هر چی تو این خیابونا بیشتر می گردم ٬ کمتر اسلام می بینم٬ کمتر شیعه می بینم!

 

می دونم هیچی به ظاهر نیست و همه چیز به دله!

ولی چقدر؟

 

* مانتوی کوتاه! چه قدر کوتاه؟

 

- بابا بی خیال!

 

* پسر گل! موهات چه مدلیه؟

 

- راستش خودمم نمی دونم ٬ دیروز تو ماهواره مگه ندیدی؟ بابا شما چقدر جك و جواديد!

 

* خانم...

 

- دوباره كه تو اومدي ٬ ولم كن ديگه ديوونم كردي!

 

بله اينم از وضع ما ملت مسلمان !!!

 

به خدا نمي خوام با ديد بد بيني به جامعه نگاه كنم٬ مي دونم خيلي ها هم شبها از شدت دعا و ناله و بي قراري خواب در چشم ندارند.

 

خيلي ها هم از درد اجتماع شبها و روزها بي قرارند.(منظورم خودم نبودم٬چون خودم از همه بدترم)

 

بعضي وقت ها كه فكر مي كنم به نتيجه اي جز اين نمي رسم كه اين وضع كه نه تنها ايران بلكه تمام دنيا رو

 گرفتار كرده جز به دست مبارك حضرت ولي عصر (روحي له الفداه) درست نمي شه.

 

يه كم كه به عقب بر مي گردي چه چيزايي كه نمي بيني!

 

جوونايي رشيد٬ با ايمان٬ ثابت قدم و محكم...

 

... كه براي ...

 

به جبهه ها مي رفتند. با چه شور و شوقي ٬با چه روحيه اي!

 

راستي براي چه؟

 

آخه آدم عاقل براي چي مي ره خودشو ميندازه جلوي تانك؟

 

براي چي به خودش سختيه دوري از مادر و پدر و همسر و فرزند و تشنگي و گرسنگي و جراحت...

 

ديوونگي هم عالمي داره!

 

راستي!

 

داشتم از دلم مي گفتم به كجا رسيد؟!

 

آره داشتم مي گفتم...

 

من نفهميدم چي شد...

 

صبح كاذب بود و چون برق از نظرگاهم گذشت*تا شدم محو نگاهش از سر راهم گذشت

 

فقط تا به خودم اومدم ديدم كه دلم نيست.

 

سفر ما تموم شد و من هر كاري كردم نتونستم دلمو با خودم بيارم.

 

دلم موند تا شايد اگه لياقت شو داشته باشم يه روزي جسمم هم بره پيش دلم!

 

دلم موند...

 

...موند پيش شهدا

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

دعا کنيد که خداوند شهادت را نصيب شما کند. در غير اين صورت زماني فرا مي رسد که جنگ تمام مي شود و رزمندگان امروز سه دسته مي شوند:

 


            دسته اي به مخالفت با گذشته خود بر مي خيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند.

 

دسته اي راه بي تفاوتي بر مي گزينند و در زندگي مادي خود غرق مي شوند و همه چيز را فراموش مي کنند.

 

دسته سوم به گذشته خود وفادار مي مانند و احساس مسئوليت مي کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد.

 

پس از خدا بخواهيد که با وصال شهادت از عواقب زندگي بعد از جنگ در امان بمانيد، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خير نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن بسيار سخت ودشوار خواهد بود.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط ***  | 

علمدار کربلا

اربعین سرور و سالار شهیدان بر عموم مسلمانان تسلیت باد

التماس دعا

2 نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 8:24 بعد از ظهر  توسط ***  | 

منتظرت هستم تا آخرین نفس

دلم گرفته از غربتم

دلم گرفته از غربتم

ديگر خسته شدم بس جمعه ها غروب شد ؛ نيامدي

دلم گرفته از ظلمت دلم

ديگر خسته شدم از گناهانم

دلم گرفته به اندازه ي بغضي نشكفته

آخر چقدر در دل بريزم اين غم را

خسته شدم ، خسته ؛ از نَفْسَم

خسته شدم از اينكه هر روز گناه كردم و با گردني خميده به سويت بازگشتم

و به التماس دست انابت به سويت دراز كردم

آقا جان!

چه كنم از اين همه گمراهي؟

به كه پناه ببرم؟

مي ترسم ...

مي ترسم روزي گناه كنم و ديگر بازنگردم و ...

من كه روزي داعيه عشقت را به دوش مي كشيدم روزي ديگر در صف دشمنانت باشم

دلم گرفته از غربتم

از تنهاييَم چه كنم؟

دلم شور مي زند ...

شور عاقبتم را

كجايي عزيز زهرا(سلام الله عليها) ؟

به دادم برس !

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط ***  | 

با ولايت تا شهادت

امام خامنه اي

 

سر خوش ز سبوی غم پـنـهانی خویشم

چــون زلف تو سـر گرم پریشانی خویشم

در بـزم وصــال تــو نــگـویـم ز کـم و بـیـش

                                            چون آینــــه خــــو کـرده حــیرانی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی  و مستی

عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم

لــب بـاز نـکـردم به خـروشـی و فـــغـانـی

مــن مـحـرم راز دل طـوفـانـی خـویــشــم

يك چند پـشـمان شدم از رندي و مستي

عمريسـت پـشـيمان زپشيماني خويشم

ازشــوق شــکر خنـد لبـش جان نسـپردم

شــرمــنده جـانـان ز گـران جانی خویشم

بشکسته تر از خویش ندیدم به همـه عمر

افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

 

هر چند « امین » بسته دنیا نیم اما       دل بسته یاران خراسانی خویشم

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط ***  | 

ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه
         

         تا ماه غم تو جلوه گر می گردد

                          دامان زمین ز اشک پر می گردد

                        هر داغ شود کهنه در ایام،ولی

                                                         داغ تو حسین تازه تر می گردد

 

 امام حسين

عزیزی التماس دعا داشتند لطفا از دعای خیرتان فراموش نکنید!

2 نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط ***  | 

يا حضرت رقيه

السلام علي الحسين

          دلم زدست زمانه عجیب می گیرد

                                                      دلم بهانه روی حبیب می گیرد

          غروب گشته دوباره خدا نمی دانم

                                                      چرا خرابه ما بوی سیب می گیرد

          شب گذشته خدایا در آسمان دیدم

                                                      که ماه وقت خسوفش غریب می گیرد

          برای طعنه زدن آن محافظ رومی

                                                      تمام روز بدستش سلیب می گیرد

           بدست دیگر خودآن حرامی بی دین

                                                     چقدر کعب نی اش رامهیب می گیرد

           برای تاول پایم زمردم این شهر

                                                     مدام عمه سراغ طبیب می گیرد

                                                                                                             وحید قاسمی

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط ***  | 

در کرب و بلا چه گذشت؟

نزول امام حسین علیه‏السلام به زمین كربلا روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و یك بوده است.

در مقتل ابى  اسحاق  اسفراینى  آمده است كه  : امام علیه‏السلام با  یارانش  سیر  مى ‏كردند  تا  به

بلده‏اى رسیدند كه در آنجا جماعتى زندگى مى‏كردند، امام از نام آن بلده سؤال نمود.

پاسخ دادند: «شط فرات» است.

آن حضرت فرمود: آیا اسم دیگرى غیر از این اسم دارد؟

جواب دادند: «كربلا».

پس گریست و فرمود: این زمین، به خدا سوگند زمین كرب و بلا است! سپس فرمود: مشتى از خاك این

 زمین را به من دهید ، پس آن را گرفته بو كرد  و از گریبانش مقدارى خاك بیرون آورد و فرمود : این خاكى

 است كه   جبرئیل از جانب پرودگار براى جدم رسول خدا آورده و گفته كه این خاك از موضع تربت حسین

 است، پس آن خاك را نهاد و فرمود: هر دو خاك داراى یك عطر هستند!


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط ***  | 

انا قتيل العبرات

انا قتيل العبرات

                

         جامی ز می دشت بلا می خواهم

                                                        از دست عزیز نینـــــوا می خواهم

       خــــاکیم به راه ساقی تشنه لبان

                                                       یارب مددی که کـــربلا می خواهم

 

محرم حسيني تسليت باد.

التماس دعا

2 نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط ***  | 

عيد سعيد غدير مبارك

غدير مبارك

2 نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط ***  | 

دستخط منسوب به امام زمان تایید نشد

بالاخره پس از مدتی بسیار طولانی موفق شدم استفتا تعدادی از علما را در مورد دستخط منسوب به حضرت صاحب العصر را گردآوری کرده و در اختیار شما عزیزان قرار دهم.

سوال برای تمامی مراجع به شرح زیر بوده است:

   چندی پیش به نامه ای برخوردم که به دستخط مبارک حضرت ولیعصر نسبت داده می شد. نظر جنابعالی در این مورد چیست؟ 

{می توانید تصویر این نامه را در نشانی مقابل مشاهده نمایید : اینجا}

و پاسخ ها به این صورت بود:

برای مشاهده اینجا را کلیک کنید!

2 نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط ***  | 

اخلاق در کلام امیر علیه السلام

امیر المومنین(ع) :

                          ده خصوصیت از سگ است که انسان آن را بیاموزد :

1- بیشتر وقتها گرسنه است(پرهیز از پرخوری)

2- اکثر اوقات ساکت است(دوری از پرحرفی)

3- بیشتر اوقات بیدار است(که این از خصوصیات محبین است)

4- بدانچه از صاحبش به او می رسد راضی است(قناعت)

5- کینه از کسی به دل نمی گیرد.

6- وفادار است.

7- هیچ کس به او عنایتی نمی کند در حالی که بسیار سودمند است.

8- فقیر است و هیچ وقت برای خود چیزی جمع نمی کند.

9- برای خود خانه ای نمی سازد[برای خود وطنی قائل نیست](که این از خصوصیات متوکلین است)

10- پس از مرگ چیزی از خود به ارث نمی گذارد.

شاید این جمعه بیاید شاید

 

2 نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 7:35 قبل از ظهر  توسط ***  | 

عکس عکس عکس

              راستی یه وبلاگ هست که مطالب جالبی داره . آدرسش هم توی پیوندها هست .

                                          برای ورود به این وبلاگ اینجا را کلیک کنید!

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 4:12 بعد از ظهر  توسط ***  | 

اعتراض

به نشانه اعتراض ـ به انتشار و تبلیغ سایتها و منابع دور از شئون انسانی و اسلامی ‌٫تبلیغ سایت پارس تولز از این وبلاگ حذف گردید.

2 نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط *** 

نقش «الله» بر گوش یک نوزاد
از زمان اعلام این خبر تاکنون هزاران نفر از این کرامت الهی بازدید کرده و هدایای فراوانی به این کودک اهدا شده است.

نقش واضح الله بر گوش یک نوزاد فلسطینی، اعجاب همگان را برانگیخته و بسیاری از رسانه های خبری جهان را به خود مشغول کرد.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از جهان، «تامر شادی حوشیه» کودک 45 روزه فلسطینی در حالی متولد شد که نقش الله بر گوش وی به صورت مادرزادی نقش بسته بود.

مادر این کودک در این باره گفت: پس از گذشت 37 روز ازتولد فرزندم تامر متوجه لفظ پر جلال الله برگوش سمت چپ وی شدم.

ازسوی دیگر «شادی»، پدر این نوزاد فلسطینی تصریح کرد: نقش پرجلال الله بر گوش فرزندم، کرامتی الهی است که من در آن خوش یمنی فراوانی برای مردم فلسطین و آزادی آن می بینم.

وی افزود: از زمان اعلام این خبر تاکنون هزاران نفر از این کرامت الهی بازدید کرده و هدایای فراوانی به این کودک اهدا شده است.

پدر 25 ساله این کودک کارگر یک مغازه لباس فروشی در رام الله و مادر وی خانه دار است.

2 نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط ***  |